وقتي «زنان» هم ممنوع مي شود...

در جامعه اي كه همه چي ممنوع و فراموش شدني است،‌حتما حرف زدن از اتفاقي كه در آن هم مي افتد، ممنوع است، اين عين اتفاقي است كه در رزونامه اعتماد ملي به صاحب امتيازي مهدي كروبي پيش آمده است. پس از آنكه عكس به دستور ايشان، انتشار مطلب در مورد مجله زنان ممنوع است و سردبير مسوول است كه همه آن را از صفحات خارج كند، حالا اين شرايط به من اين اجازه را داد كه مطلب را به گروه جامعه روزنامه كارگزاران بفرستم و آنجا برخلاف اين محدوديت ها تنها نشريه اي باشد كه نشست روز سه شنبه انجمن صنفي را منتشر كنند

زنان در انجمن صنفي
8 روز پس از دوشنبه اي كه اعضاي هيات نظارت كنار هم نشستند و ناگهان در مورد «لغو امتياز» ماه نامه زنان پس از 16 سال تصميم گيري كردند، اعضاي تحريره مجله زنان و علاقمندان به اين مجله قديمي دنياي مطبوعات در محل انجمن صنفي درو هم جمع شدند تا صداي اميدواري خود را به گوش مسوولان برسانند، صدايي كه اگرچه با بغض و اشك همراه بود، اما همچنان هم استوار از فعاليت زنان براي زنان و مردان حكايت داشت.ظهر روز گذشته اعضاي هيات تحريره زنان با نشان سبزي روي سينه كه حكايت از رويش و زندگي داشت وارد جلسه شدند و علاقمندان را در اعتراض به نحوه برخورد هيات نظارت با قديمي ترين مجله مربوط به زنان همراهي كردند.
لغو مجوز بدعتي جديد در كار هيات نظارت
ابتدا،‌كامبيز نوروزي حقوقدان با تاكيد براينكه تاكنون همه پيگيري ها تنها براساس خبر يكي از خبرگزاري ها (فارس) انجام شده است، موارد مورد استناد هيات نظارت بر مطبوعات را به طور كامل نقد كرد، تا پس از آن رجبعلي مزروعي، رييس هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران برداشت سليقه اي از قانون را مهمترين دليل به وجود آمدن اين شرايط بداند:«در ايران امروز مشكل وجود نداشتن قانون و يا رعايت نكردن قوانين نيست،‌بلكه آنچه كه بايد مورد توجه قرار گيرد برداشت هاي سليقه اي از قانون و حاكم كردن آن بر جامعه است».

او سپس به شرايط سخت ايجاد يك نشريه در ايران اساره كرد و گفت:« متاسفانه از اولين قانون مطبوعاتي كه در ايران نگاشته شده تا امروز كه 100 سال از آن روز گذشته است، هميشه براي ايجاد نشريه بايد تقاضاي مجوز ارائه ميشد، اين اصل اساسي خلاف آزادي بيان است،‌چون امروز در دنيا تنها 4 يا 5 كشور هستند كه براي ايجاد نشريه اي چنان سخت گيري مي كنند».
مزروعي سپس به وظيفه گذشته خود در هيات نظارت بر مطبوعات اشاره كرد و براساس آن تجربيات گفت:«در سابقه فعايلت هيات نظارت بر مطبوعات تا امروز سابقه نداشته كه اين هيات به سادگي تصميم به «لغو مجوز» بگيرد».
رييس هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران،‌با انتقاد از شركت نكردن مديران مسوول در راي گيري براي انتخاب يكي از اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات گفت:« با شركت نكردن مديران مسوول در اين انتخابات، نماينده اي كه در كنار نمايندگان هيات نظارت قرار گرفت هم سوي آنها بود و عملا فضاي دفاع از روزنامه ها از بين رفت».
با اين حال او با ابراز نگراني نسبت به شرايط پيش آمده براي مجله زنان از ايستادن ها و حمايت كردن ها تقدير كرد و اين اتفاق را نشاني از هم سويي روزنامه نگاران براي حمايت از هم صنفان خود دانست.
مجله زنان كاكتوس بود
با اينكه رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، نگاهي فراتر از قانون به اتفاقات پيش آمده داشت، اما فريده غيرت وكيل مديرمسوول نشريه زنان بارديگر با قابل پيگيري ندانستن «لغو مجوز ماهنامه زنان» گفت:« تا وقتي كه راي (نظر) هيات نظارت بر مطبوعات به مديرمسوول نشريه زنان ابلاغ نشود و استدلال هاي حقوقي در آن ديده نشود اصلا موضوع خبر يكي از خبرگزاري ها قابل اعتنا نيست».
او وظيفه هيات نظارت بر مطبوعات را تنها «توقيف موقت» نشريات آن هم فقط به مدت 2 ماه عنوان كرد و گفت:« تا امروز ما هيچ يك از اطلاعيه ها و يا خبر خبرگزاري ها را قابل اعتنا براي پيگيري حقوقي ندانستيم،‌هرچند كه ممكن است امروز (سه شنبه) با شندين اين حرف ها صبح اول وقت راي 8 روز قبل را ابلاغ كنند».
با نقد شرايط حقوقي پيش آمده براي ماهنامه 16 ساله زنان، آنچه را كه زنان تا امروز با تلاش خود به وجود آورده برجسته تر مي شود، آنچنان كه شريرن عبادي برنده صلح نوبل در جلسه روز گذشته در جمع ميهمانان اين مراسم گفت:«وقتي 16 سال پيش خانمي به نام «شهلا شركت» با من تماس كرفت و از راه اندازي مجله اي براي زنان سخن گفت با كاكتوسي در دست به ديدنش رفتم و به او گفتم، مجله زنان بايد «كاكتوس» باشد».
شيرين عبادي در آن روز از كاكتوس «بودن» حرف زده بود و امروز با تاكيد آن را به حق كاكتوس دانست:«نگاه من آن روز اين بود كه مجله زنان همانند جنس خود (زنان) بايد گل باشد اما گلي خاردار. زيبا و جذاب در كنار استواري و قوت همانند گل كاكتوس».
برنده صلح نوبل كه پيش از اين فعاليت هاي مداومي را براي تغيير قوانين در حمايت از حقوق كودك انجام داده بود، به مجموعه گزارش هايي كه در مجله زنان منتشر شد و سپس در تغيير قوانين اثرگذار بود اشاره كرد و گفت:«بايد يادمان باشد كه حقوق زنان و دموكراسي دو كفه ترازو هستند كه اگر بايد بر دموكراسي تاكيد شود، قطعا حقوق نيمي از شهروندان هم بايد رعايت شود».
مجله زنان همچنان زنده است
شادي صدر هم ديگر حقوقداني بود كه پس از اين گفته ها ديگر فارغ از نكته هاي حقوقي نگاه خود به مجله زنان را مطرح كرد و گفت:«با اميدي كه در نگاه و گفته هاي همه اين 8 روز گذشته مجله زنان، هيچ كلامي از «مرگ مجله زنان» وجود نداشت، بنابراين شايد بهتر باشد، ما هم به استواري او احترام بگذاريم و از مجله اي زنده و پويا صحبت كنيم نه مجله اي كه مرده».
او به همه ميهمانان جلسه روز گذشته پيشنهاد داد كه بايد براي زنده ماندن مجله زنان تلاش كنيم:«همه افراد جامعه و به خصوصو دولتمردان بايد بدانند كه زنان براي از دستن دادن مجله اي به نام خود سكوت نمي كنند و پيگيري ها و اعتراض هاي خود را ادامه مي دهند».
اين حقوقدان كه خود عضوي از تحريره مجله زنان هم است، اين مجله را هم «نهاد» و هم «نماد» براي زنان دانست و گفت:«مجله زنان تنها فرزندي از آن شهلا شركت نبود، بلكه آن مركز نهاد و نمادي براي تلاش همه فعالان حقوق زنان بود و در شكل گيري آن همه نسل هاي مختلف و فعالان جنبش زنان شركت داشتند».
صدر، تعطيلي و يا لغو مجله زنان را راهي براي بسته شدن تقاضاها و فعاليت هاي زنان ندانست:«امروز جنبش زنان به عندي از بلوغ رسيده است كه براي زنده ماندن نهاد و نمادي از آن خود تلاش كند».
فاطمه صادقي از ديگر فعالان حقوق زنان هم با تشريح نگاه خود به مجله 16 ساله زنان، آن را «روايت دغدغه ها، آميدها و آرزوها» دانست:«زنان بيش از يك نشريه بود، سلول پرجنب و جوش جامعه مدني بود كه همه نسل ها را گرد هم مي آورد».
به گفته او، «مجله زنان تلاشي بود براي افروختن آتش حيات در زندگي زناني كه افسرده و غمزده بودند، پس يادمان باشد كه حتي اگر آن شعله را خاموش كنند، اميد را از ما نمي توانند گرفت».
همه اين اميدها و تلاش ها را مي توان در چهره ميرمسوول و صاحب امتياز نشريه ديد، شهلا شركت، آخرين سخنران اين مراسم، كه همچون همه سخنرانان ناراحتي و دلگيري خود را از فراغ و رفتن احمد بورقاني (معاون مطبوعاتي دولت هفتم) بيان كرد، كلام خود ر ا با نگاه او به نشريات ادامه داد :« وقتي در زمان حضور ايشان در وزارت ارشاد كسي براي دريافت مجوز انتشار نشريه مراجعه مي كرد، او با گشاده رويي هميشگي همه تلاش خود را براي صدور مجوز بكار مي برد، زماني كسي از او پرسيد:آخر چرا اين همه مجوز صادر مي كني الآن مثل قارچ نشريه در دكه هاي مطبوعاتي سبز مي شود، در همان لحظه آقاي بورقاني لبخندي زد و با خوشحالي گفت، هرچه نشريع بيشتر باشد شرايط براي بهبود جامعه فراهم مي شود».
او با اين مقدمه با ديگر از اميد سخن گفت:«با اينكه خبري از لغو امتياز نشريه زنان منتشر شده اما همه بدانند كه چراغ نشريه زنان همچنان روشن است ».

در همين رابطه:
زنان زنده است! - سايت ميدان زنان
كاكتوس زنان- كانون زنان ايراني
اعتراض به توقيف مجله زنان
گزارش تصويري - سايت ميدان زنان
گزارش تصويري - سايت راز نو
شعر خيلي قشنگ آسيه اميني

+ 4:42 PM

نظرها

زیاد متاسفم برای چیزی که دارد به سرمان می‌آید. بعضی‌ها برای ماندن هر کاری می‌کنند و به مغزشان هم نمی‌رسد که همین هر کاری کردن باعث حذف شدنشان می‌شود!

ولی امیدوارم دفعه‌ی بعد که این‌جا را می‌خوانیم به خاطر چاپ نشدن یکی دیگر از گزارش‌هایت نباشد. زیاد منتظر می‌گذاری همه را دختر جان :)

ck , lvn d; nvn nhvkn

ck , lvn d; nvn nhvkn

بابک دادبخش ، زنداني اعتصابي در آستانه مرگ
امروز اين خبر را حامل هستم براي نجات جانش بنويسيد

کلمات قابل فهم آنچه در فايل صوتي ايراد ميشود در ذيل درج ميگردد : ( من باب .. بابک دادبخش هستم بعد از چهل و چند روز اعتصاب از تمام.. کسايي که در اين مدت برخلاف -- رذالت داره-از من حمايت کردند متشکرم و سپاس گذارم ، تمام فعالهاي سياسي و حقوق بشري ، دوستان ، مبارزان و فعالان اميدوارم که باز روز ... اين جنايتکارها ..... از دستشان خارج بشويم ... نابود بشوند ..... اگر کسي --------- از اينجا ميگم با اين وضعيت زنده باد آزادي ، زنده باد دموکراسي ، مرگ بر ديکتاتوري )

اخرين جملات يک فرد زنده که با بي توجهي به کام مرگ فرستاده ميشود

مطلبی بصورت تصادفی در وبلاگی دیدم که در وبلاگ خودم کپی کردم.واقعا شوک آور بود بخوانید تا ببینید در این مملکت چه فجایعی رخ می دهد

شکایت مدیرعامل همشهری از روزنامه نگار سابق همشهری
حسین انتظامی،مدیرعامل روزنامه همشهری از هوشنگ صدفی، نویسنده وبلاگ دالغا و روزنامه نگار سابق همشهری و کارگزاران به دادسرای کارکنان دولت شکایت کرد. در پی این شکایت ، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارکنان موسسه همشهری در شعبه ششم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت حاضر شد و از اتهامات وارده از سوی مدیرعامل روزنامه همشهری مبنی بر نشر اکاذیب علیه روزنامه کثیر الانتشار همشهری دفاع کرد. پس از برگزاری دو نوبت جلسه بازپرسی ، در نهایت قرار مجرمیت وی صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه 1083 دادگاه کارکنان دولت به ریاست قاضی حسینیان ارجاع شد. عضو کمیته حل اختلاف انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، قرار است روز سه شنبه 14 اسفند ماه سال جاری راس ساعت 11 صبح در جلسه دادگاه حضور یابد. www.Salmasi.persianblog.ir

با مطلبی در خصوص چه کسی می خواهد صدای فاطمه رجبی را خفه کند ؟ بروزم .

همراه شو ای عزیز - کون درد مشترک جدا جدا درمان نخواهد شد

یک کافه وا کرده ام به رسم نوشیدن زن. خلوتی قدسی برای درهم ریختگی های ناگفته. از جنس کف جامانده بر جداره ی فنجان. فنجان آلوده به رژ. زنی را حسرت می کشم زیادی.
http://www.cafezan.wordpress.com

یک کافه وا کرده ام به رسم نوشیدن زن. خلوتی قدسی برای درهم ریختگی های ناگفته. از جنس کف جامانده بر جداره ی فنجان. فنجان آلوده به رژ. زنی را حسرت می کشم زیادی.
http://www.cafezan.wordpress.com

سلام مطلبی را در خصوص اقدام گوگل در تغییر نام"خلیج فارس" به خلیج عربی نوشته ام. وقت کردید سری بزنید.

آغاز به کار سایت خبری - تحلیلی سراج
×××
(آخرین اخبار و تحلیل های ویژه)

آغاز به کار سایت خبری - تحلیلی سراج
×××
(آخرین اخبار و تحلیل های ویژه)

ارسال نظر