

دختر بودن
پرستو دوکوهکی
میترا خلعتبری
فريد مدرسی
مرضيه رسولی
ساقی لقايی
نفیسه زارع کهن
ندا دهقانی
حسن سربخشيان
بهمن دارالشفايی
لولوی پشت شیشه
بلوط
يونس شکرخواه
امیرعباس نخعی
تهران شهر
سهام بورقانی
احسان عابدی
زيتون
منصور نصيری
کريم ارغنده پور
ليلا موری
فهيمه خضر حيدری
بابونه
امير عليزاده
يک پنجره
پاگرد
سايه
معصومه ناصری
محبوبه حسین زاده
آسيه امينی
گلناز والا
علي حق
آزاده عصاران
فريده غايب
اکبر منتجبی
نيما نامداری
نسرين افضلی
هنوز
مسيح علی نژاد
خورشيد خانوم
گلناز بهشتی
اميد معماريان
شديدا
صبا
حميدرضا نصيری
سروين
کسوف
آرش غفوری
احسان ابطحی
قاصدک*
يلدا و مهدی
مسعود بهنود
از زندگی
خرمگس
علی معظمی
eyes wide shut
مریم میرزا
مهرانگيز کار
بهروز مهری
عباس عبدی
پناه فرهاد بهمن
نوشين نجفی
فرزانه سالمی
شادی صدر
مريم شبانی

کمیساریای عالی حقوق بشر
عفو بین الملل
دیده بان حقوق بشر
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
سازمان جهانی منع شکنجه
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
کانون وکلای دادگستری مرکز
انجمن حمایت از حقوق کودکان
میدان زنان
پرشین کارتون

sanaz_all [at] yahoo [dot] com
وضعیت قرمز...
روی میزم، تقویم کوچکی دارم که از وقت دکتر تا تولد دوستام و روز آشنایی و یا خداحافظی با عزیزی ر ا در آن ثبت کردم تا فراموش نکنم. تا همیشه به خاطر داشته باشم که چه می کردم و یا قرار بر این بود که چه کنم، اما نشد....
حالا اون تقویم چند وقتی است که یادداشت های دیگری را هم در خود جای می ده، یادداشت هایی که حکایت از آینده ای قرمز همچون برگ های تعطیلی تقویم داره.
چند روز پیش که خبر تایید حکم دلآرام اعلام شد، نگاهی به همان تقویم عزیز کردم تا فقط به یاد بیاورم که چه روزهایی در انتظار است که مقامات با این حکم پیام خود را فرستادند. نزدیک به یک دسته ورق را کنار زدم تا تاریخی به چشمم خورد که به خوبی نشان می داد، داستان از چه قرار است؛ 13 اسفند سال گذشته، روزی که 33 زن به جای شرکت در دادگاه دوستان خود که در اتاق های کوچک دادگاه انقلاب محاکمه می شدند به بازداشتگاه اوین منتقل شدند، یکی دیگر از بر گه های سفید تقویم را قرمز کرد، تا فراموش نشه حکایت از چه قراره.حالا اگر این روز تنها چند روز با روز جهانی زن هم فاصله داشته باشه، که همه چی کاملا مشخصه. پیام هم کاملا روشنه، تایید حکم بازداشت یکی از فعالان زن 5ماه پیش از روزهای قرمز تقویم، مقدمه سریالی است که برای فعالان زن ایرانی کارگردانی می شه، چون کارگردان هم به خوبی می دونه، که زنان در راهند.
همان روز، همانطور که به ورق های تقویم نگاه می کردم تا تاریخ ها را مرور کنم که مبادا تاریخ تولد و یا وقت ملاقاتی را فراموش کنم، یک لحظه دستم و بعد از آن قلبم از حرکت ایستاد؛16 آذر.روزی به نام دانشجو که سال ها است به برگه های قرمز تقویم پیوسته. خیلی سخت نبود فکر کردن به اینکه چه خواهد شد. چون روزها پیش از آن روز، برای سه دانشجوی بازداشت شده امیرکبیر حکم سنگینی صادر شد تا پس از آن، نحوه برخورد با دانشجویان معترض مشخص بشه. برای همین از آن روز هر تجمعی به برخورد و بازداشت با دانشجویان ختم شد.
سکوت معنادار رییس جمهور و هیات همراهش در میهمانی آغاز سال دانشگاه ها در دانشگاه تهران، هیاهویی را در خود نهفته داشت که تاکید معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران به خوبی آن را اعلام کرد؛ تنها یک روز پس ازمراسمی که احمدی نژاد بدون پاسخ به پرسش های دانشجویان معترض از میان انبوه دانشجویان و نیروهای امنیتی گذشت، معاون امنیت دادستان تهران، بر بازداشت نشدن هیچ یک از دانشجویان معترض تاکید کرد تا همچون تایید حکم بازداشت زنی از فعالان حقوق زنان، به دانشجویان هم یادآوری کند که شب دراز است و زندان در راه.
راه باز و درهای اوین گشوده شد، تا شاید طعم مراسمی به نام دانشجو اما به کام مدیران، برای دانشجو تلخ و برای مردان قدرت شیرین شود.
با این محاسبات دلیل تایید حکم اعدام یکی از دو جوان کردی که به اتهام محاربه در زندان سنندج هستند، هم به خوبی مشخص است. با این محاسبات تایید حکم بازداشت منصور اسالو و ابراهیم مددی رییس و نایب رییس سندیکای شرکت واحد روشن است و در کنار همه اینها می شه در مورد دلیل توقیف فصلنامه مدرسه و یا بلاتکلیفی پرونده روزنامه هم میهن هم به نتیجه گیری قطعی رسید؛ وضعیت قرمز.
برای همین به تقویم روی میزی نگاه و به این فکر می کنم که امسال چند روز قرمز دیگر به همه روزهای تعطیل و ترس و نگرانی اضافه می شه؟





نظرها
برای دلارام متأسفم. توی دانشکده دیده بودمش.
صنم | November 9, 2007 9:45 PM
تولد منم بنویسکه سال دیگه بهم کادو بدی نونوچ
علی قدیم القدما | November 10, 2007 9:42 PM