پروژه برخورد با فعالان حقوق بشر کلید خورد

کلید یک بازی جدید زده شد، این بار بعد از فعالان جامعه مدنی و حقوق زنان، نوبت به فعالان حقوق بشر رسیده است. افرادی که بعد از چندین سال فعالیت صادقانه از نگاه دولتمردان مفسد، مبلغ علیه نظام هستند و باید با تشکیل پرونده ای جدید، نام آشناهای آنها به زندان و بقیه هم از فعالیت منع شوند.
خیلی ساده می توان کارگردانی بازی را ساعتی بعد از بازداشت باقی درخبرگزاری رسمی و دولتی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) دید.خبری که نه اصول خبری و حرفه ای در آن رعایت شده و نه اصل حفظ آبرو و حیثیت.
آش شور تر از آن است که تصور شود، مدیر نهادی با مجوز رسمی از دولت ایران به اتهام هایی متهم است که بارها و بارها عناوین آن برای افراد دیگر شنیده شده است.
کمی تامل کنید، عبدالفتاح سلطانی، وکیل نام آشنایی که دو سال پیش وکالت دو متهم به «جاسوسی هسته ای» را برعهده داشت، دقیقا به اتهامی مشابه با آنچه امروز برای باقی تعیین شده است نزدیک به شش ماه را در زندان اوین گذراند. در آن روز هم این وکیل دادگستری که وکالت بسیاری از روزنامه های توقیف شده و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی را برعهده داشت، به تبلیغ علیه نظام و افشای اسناد محرمانه هسته ای به بیگانگان متهم شد. اتهامی که هیچ وقت ثابت نشد و سرانجام هم تنها به دلیل توهین به دادستان تهران روانه دادگاه شد. اما این فرصت را به کارگردانان بازی داد تا شش ماه همه داستان های بی ربط دنیای وکالت را به او که عضو کانون وکلای دادگستری و سپس کاندیدای هیات مدیره این نهاد بود، نسبت دهند.
حالا همان آش شور، این روزها روی اجاق پر هیزمی می جوشد، که هر لحظه کسی آن را بهم می زند تا بوی سوختگی ته گرفتگی آن به گوش نرسد.
بهانه قشنگی که به دستگاه امنیتی فرصتی داد تا باقی به زندان برود، اگرچه حکم قدمی تایید شده او بوده است، اما حکایتی دیگر دارد. واقعیت این است که دفاع وکلای این انجمن از متهمان پرونده بمب گذاری های اهواز، جوانان کرد و حتی نویسنده اهل لرستان اصلی ترین موضوعات اتهامی انجمن دفاع از حقوق زندانیان و نه عمادالدین باقی است. دقیقا همان نکته هایی که منبع آگاه ایرنا، در پرده به آن اشاره کرده است.
با این نگاه موضوع بازداشت رییس هیات مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان، اکنون به پی نوشتی ساده بیشتر شباهت دارد، تا خبر.
پی نوشت: بعد از احضاريه تلفني كه عمادالدين باقي به معاونت امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران احضار شد، با دستور بازپرس بازداشت و به زندان اوين منتقل شد
مرتبط:
با باقی و برای باقی
اتهام "اقدام علیه امنیت کشور" به رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان ایران
در دستگاه آقاي شاهرودي چه مي گذرد؟
بازداشت باقی: شروعی برای پر کردن زندان ها؟
چگونگی بازداشت باقی

+ 2:27 PM

نظرها

چه می شود گفت ؟
چه کار می شود کرد ؟
داد می توان زد ! یا فریاد کشید !
غیر از بغض در گلو / آه در سینه
به کجا پناه ببریم
خداااااایا همه ما را صبور گردان .
آمین

من باز هم عذرخواهی به خوانندگان برای رعایت نکردن نیم فاصله ها بدهکارام، اما به سرعت و شیر تو شیری کار روزنامه ببخشید

این روزها بازار زندان و اعدام گرم است. از آن طرف هم بده بستان روسیه. چقدر زود تارخ تکرار می شود.جای قاجارو ساواک خالی.

سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژه‌ی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم

خواهر و برادر هموطن

امروز بشر به اندازه ای از رشد و تکامل فکری رسیده است که میتواند مسئولیت رفاه و سعادت همه ابناء بشر را نه تنها احساس بلکه بر عهده گیرد.لذا قیام به خدمت و تلاش برای ایجاد عدالت و رفاه عالم انسانی نه تنها وظیفه و مسئولیت دولتمردان بلکه مشارکت فرد فرد انسانها را می طلبد.
برای به دست آوردن این تجربه تاریخ بشرهزینه های زیادی داده است ولی رسیدن به آن آنقدر ارزش داشته است که امروز در جای جای این دنیای پر از ظلم و بی عدالتی می توان دید که چگونه انسانها برای کمک و خدمت به یکدیگر فداکاری می کنند .بیاد آوریم که هر زمان بلایای طبیعی بر سر مردمی در نقطه ای از دنیا فرو می آید همه انسانها از هر قوم و قبیله ای و نزاد و رنگی از هر عقیده و مرامی به هر وسیله ای به کمک آنها می شتابند . از کمک های نقدی و جنسی تا عده ای که حتی جان خود را برای نجات آسیب دیدگان به خطر می اندازند . دراین دنیا هستند نفوسی که حتی در زمانی که هیچ بلای طبیعی رخ نداده است ولی به فکر افرادی هستند که از امکانات ساده و اولیه زندگی محرومند و یاری آنها می شتابند.
روانشناسان امروز توصیه می کنند برای اینکه انسانهای شاد وسالم و قویی باشید هر روز دقایقی را صرف کمک و خدمت به دیگران نمائید و بطور هفتگی مبلغی پول حتی خیلی جزئی را خیریه دهید .اگر علم امروز بر اثر تجارب به این نتیجه رسیده است و لی این دو موضوع مهم همواره از احکام و دستورات خداوند متعال بوده است.قطعا این یک نیاز طبیعی و درونی هر فرد انسانی است که خداوند متعال به آن اشاره کرده است.
حدود سه سال پیش تعدادی از جوانان شهر شیراز همداستان شده و تصمیم گرفتند که روزهای جمعه صبح خود را صرف خدمت و کمک به کودکان و نوجوانانی نمایند که در محله های محروم شهر زندگی می کنند و بلحاظ موقعیت اقتصادی که دارند از برخی از امکانات طبیعی که حق آنها ست محرومند .لذا این جوانان در مناطق محروم به نزد این خانواده ها رفتند و قصد و نیت خود را مطرح نمودند و تقاضا کردند که اگر امکان دارد به آنها فرصت داده شود تا به خواهران و برادران کودک و نوجوان خود در این مناطق کمک نمایند . استقبال خانواده ها و بچه ها که در ابتدا با نگرانی و تعجب همراه بود کم کم با اعتماد و اقبال بی نظیری مواجه شد. هر صبح جمعه همه بچه ها و خانواده هایشان خود را آماده می کردند و منتظر بودند تا دوستان جوانشان از راه برسند و البته جوانان هم در طول هفته بعد از کار روزانه دور هم جمع می شدند و تلاش می کردند تا به نیازها و علائق بچه ها توجه کنند و بر اساس آنها برنامه ریزی نمایند.
علاقه بچه ها و خانواده ها و شور و شوق جوانان برای خدمت فضایی از محبت و اتحاد را بوجود آورده بود که همگی را چون خانواده ای بزرگ بهم پیوند می داد .آنچه در بین بود همه لطف و صفا بود .هر خانواده ای با اینکه منزلش بقدری کوچک بود که جا برا ی خودش کافی نبود ولی برای تشکیل کلاسها منزلشان را تعارف می کردند و بعضا که هوا بارانی بود اگر به منزلشان می رفتیم خود اعضای خانواده مجبور بود بیرون بایستند چون دیگر جایی برای ایشان در منزل نبود.فصل امتحانات بچه ها که می شد هر کس کتابش را به دست می گرفت و در درسی که مشکل داشت با یکی از جوانان رفع اشکال می کرد. تابستانها و اوقات دیگر سال کلاسها جهت آموزش مهارتهای زندگی و اجتماعی از طریق خواندن حکایات و قصه های آموزنده و همچنین فعالیت های هنری و بازی تشکیل و اداره می شد.
تغییرات موثر و مثبتی که در رفتار و کردار بچه ها حاصل شده بود بقدری بود که هیچ کس نمی توانست از ذکر آن خود داری نماید.این از تائیدات خداوند بود که تلاشها و کوششهای خانوادها و بچه ها و جوانان را پر برکت می کرد.
حال این جوانان با تمام شور و شوقی که برای ادامه خدمت خود دارند مدت یک سال است که کارشان را متوقف کرده اند !و منتظر ند تا حکمی که در دادگاه انقلاب اسلامی برایشان نوشته شده اجرا شود .به آنها تفهیم شده که کارشان بر طبق ماده قانونی 498 – 499 و 500 قانون مجازاتهای اسلامی تشکیل گروهها و دستجات غیر قانونی بوده به نفع گروههای مخالف نظام و البته اخلال در امنیت ملی کشور و تبلیغ مرامی . وبر این اساس برای برخی تا حکم چهار سال زندان را تعیین نموده اند .
روایت می کنند که در صدر اسلام هنگامی که اسرا ی جنگی را به نزد پیامبر اکرم می آوردند .ایشان می فرمودند اگر کسانی در بین این کفار باشد که بتواند به مسلمانان سواد بیاموزد آزاد خواهد شد. این روش و شیم نبی اکرم به می آموزد که اقدامات انسان دوستانه و خدمت به همنوع دخلی و ربطی به عقیده و مرام ندارد. چون نیازمعنوی وبشری ما است مثل خوردن و خوابیدن و عبادت کردن والا چه فرقی خواهد بود میان ما انسانها و سایر کائنات ؟!
شما قضاوت فرمائید که کجای این اقدام خلاف منافع ملی کشور بوده است ؟کجای اینکار اخلال در امنیت کشور بوده است ؟کجای اینکار غیر قانونی بوده است؟ چه دلیلی برای چنین مجازات سنگینی وجود دارد؟ در کجا اقدام به خدمت به دیگران جرم محسوب می شود ؟ از کی تا بحال کمک به کودکان و نوجوانان محکومیت حبس داشته است؟
آیا صرف تفاوت عقیده و مرام این جوانان باید سبب شود که اقدامشان جرم محسوب شود و آنها از خدمات انسان دوستانه محروم شوند ؟ آیا انجام اعمال حسنه و کمک به دیگران لازمه اش این است که حتما مسلمان بود؟ آیا سایر انسانها که دارای عقاید دیگر هستند از این نیاز معنوی خدمت و کمک به دیگران محرومند؟آیا انسانیت انسان به شرافت و انسانیتش است یا اعتقاد و مرامش ؟
تقاضای این جوانان این است که به آنها به عنوان یک انسان نگاه شود جدای از عقیده ای که دارند و به آنها فرصت داده شود تا مانند سایرین برای خدمت و کمک به دیگران در آبادانی ایران سهیم و شریک باشند. آنها آرزومندند که هموطنان عزیزشان به آنها مانند خواهر و برادر نگاه کنند و به آنها اجازه دهند تا دوشا دوش آنها در توسعه و پیشرفت وطن عزیزشان آنچه از استعداد و توانائی دارند در طبق اخلاص گذارند . و از حق انسانی خود برخوردار شوند.

نگاه منتظر مان به سوی شماست.

سلام.خوبین؟مطالبتون رو پیگیری می کنم.
با "...و سردار سری تکان داد و رفت" در گیلانه آپم.
خوشحال می شم سری بزنین.


سلام ساناز جونم
خيلي دلم برات تنگه اما نميتونم بهت اين رو بگم
خيلي وقته نديدمت اما بازم نميتونم بگم
فقط بدون دوست دارم
همش تو يادتم

سلام دوست خوبم.
اميدوارم اين شعر به درد مطالب حقوق بشر شما
بخوره.
وقتي قفس با آسمان فرقي ندارد
امروز و فردا بي گمان فرقي ندارد
وقتي غروري نيست تا آتش بگيرد
خاموش يا آتشفشان فرقي ندارد
اينجا و آنجا، هركجا باشي همين است
هرجا كه باشي آسمان فرقي ندارد
وقتي كه اين كشتي ندارد ناخدايي
بي بادبان با بادبان فرقي ندارد
در ذهن مردم ياسمن بي شاخه زيباست
هيزم شكن با باغبان فرقي ندارد
وقتي براي مرده بودن زنده هستيم
گهواره با تابونمان فرقي ندارد.
شاعره اي از مشهدمقدس.

سلام دوست خوبم.
اميدوارم اين شعر به درد مطالب حقوق بشر شما
بخوره.
وقتي قفس با آسمان فرقي ندارد
امروز و فردا بي گمان فرقي ندارد
وقتي غروري نيست تا آتش بگيرد
خاموش يا آتشفشان فرقي ندارد
اينجا و آنجا، هركجا باشي همين است
هرجا كه باشي آسمان فرقي ندارد
وقتي كه اين كشتي ندارد ناخدايي
بي بادبان با بادبان فرقي ندارد
در ذهن مردم ياسمن بي شاخه زيباست
هيزم شكن با باغبان فرقي ندارد
وقتي براي مرده بودن زنده هستيم
گهواره با تابونمان فرقي ندارد.
شاعره اي از مشهدمقدس.

ارسال نظر