

علي حق
زيتون
بلوط
ساقی لقايی
پاگرد
خورشيد خانوم
سهام بورقانی
بهمن دارالشفايی
آزاده عصاران
گلناز والا
ليلا موری
لولوی پشت شیشه
میترا خلعتبری
حسن سربخشيان
امیرعباس نخعی
دختر بودن
مرضيه رسولی
آرش غفوری
امير عليزاده
فهيمه خضر حيدری
سايه
اميد معماريان
منصور نصيری
معصومه ناصری
يک پنجره
تهران شهر
اکبر منتجبی
فريد مدرسی
مسيح علی نژاد
بابونه
کريم ارغنده پور
پرستو دوکوهکی
آسيه امينی
صبا
کسوف
ندا دهقانی
مسعود بهنود
يونس شکرخواه
حميدرضا نصيری
هنوز
احسان عابدی
داوود پنهانی
نسرين افضلی
از زندگی
نفیسه زارع کهن
گلناز بهشتی
علی معظمی
سروين
احسان ابطحی
قاصدک*
فريده غايب
نيما نامداری
شديدا
يلدا و مهدی
خرمگس
eyes wide shut
مریم میرزا
مهرانگيز کار
بهروز مهری
عباس عبدی
پناه فرهاد بهمن
نوشين نجفی
فرزانه سالمی
شادی صدر
مريم شبانی

کمیساریای عالی حقوق بشر
عفو بین الملل
دیده بان حقوق بشر
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
سازمان جهانی منع شکنجه
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
کانون وکلای دادگستری مرکز
انجمن حمایت از حقوق کودکان
میدان زنان
پرشین کارتون

sanaz_all [at] yahoo [dot] com
میهمانان افطار غایبان بزرگ جلسات انجمن صنفی
چهار شنبه گذشته خاتمی و همه روزنامه نگاران به افطاری انجمن صنفی دعوت شده بودند، تا هم در کنار افتتاح ساختمان جدید دانشکده این انجمن به حرف های خاتمی گوش دهند و همراه او افطار کنند.
تقریبا همه روزنامه نگارانی را که خیلی کم می دیدم و یا در جمع های روزنامه نگاران نبودند، خود را به میهمانی رسانده بودند. همان دوستان و همکارانی که مدتی است، از کنار همه مسائل خانه خود و میزبان این میهمانی به سادگی می گذرند و حتی حاضر نیستند یک ساعتی وقت بگذرانند و در تعیین آینده کاری خود شرکت کنند.
بعضی از این دوستان و همکاران همان غایبان بزرگ جلسات مجمع عمومی انجمن صنفی هستند که بی توجه به آنچه که بر خانه شان می گذرد، راه را برای تضییع حق خود و دیگر همکاران باز می کنند.
بیش از یک سال از بازی مسخره ای که دولت نهم با انجمن صنفی روزنامه نگاران شروع کرده می گذرد، اما هنوز بسیاری از اعضای انجمن صنفی با بی دقتی نسبت به این شرایط در جلساتی که برای ثبات این خانه برگزار می شود، حاضر نمی شوند و کارهای روزانه و برنامه های دیگر را در اولویت قرار می دهند و از حضور در برنامه های انجمن فرار می کنند.
اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران اگرچه بسیار تلاش می کنند، تا بهانه جویی های غیر قانونی و غیرموجه دولتمردان نهم را بگذرانند، اما فشار بی توجهی اعضای انجمن صنفی روزنامه نگاران روند پیگیری ها را آنچنان کند کرده که امروز بعد از گذشت یک سال از شروع این بازی همچنان هم حمله های بی پایه به این نهاد ادامه دارد.
فکر می کنم بعد از گذشت نزدیک به سه سال از فعالیت دولت نهم، همه به خوبی فهمیده ایم که هدف از تخریب انجمن صنفی روزنامه نگاران و یا هر نهاد غیردولتی دیگر، ضعف پایه های مردمی و غیردولتی بای اثبات حضور دولت در همه مقاطع تصمیم گیری و مسوولیتی است. پس با نگاهی به این برنامه می توان با تیزهوشی تمام و با حمایت از پایه های استقلال و صنفی خود دفاع کنیم و به احدی اجازه حرکت و یا تصمیم گیری خودسرانه ندهیم.
شاید بد نباشه، گاهی برای حضور در جلسات انتخابات اعضای هیات مدیره، مجمع عمومی سالیانه و یا فوق العاده برای تصمیم گیری های جدید در انجمن و یا اعتراض به نحوه برخورد با روزنامه ها و یا بازداشت و تهدید دوستان و همکاران خود، برنامه های کاری را کنار بگذاریم و با دوستان همراه شویم.
هرچند کنار هم جمع شدن در میهمانی افطار و یا حضور سید محمد خاتمی در مراسم بهانه خوبی است برای کنار گذاشتن کارهای روزانه و پاسخ دادن به دعوت خانه روزنامه نگاران، اما شاید بتوان نشانه دیگری را هم از آن برداشت کرد؛ آشتی دوباره دوستان و همکاران با مامن و پناهگاه خود، انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران.
مرتبط:
افطار بی ریای روزنامه نگاران
افطار روزنامه نگاران به روایت تصویر





نظرها
دوست عزيز
به متن خود بيفزاييد تاًثير رفتار حاكمان انجمن با روزنامه نگاران را.بيفزاييد بسته بودن راه بر هرگونه تغيير و سفت و محكم نشستن كساني كه براى جاهاى ديگر گردش قدرت را تجويز مى كنند.بيفزاييد رفتار بى ادبانه مستخدمان انجمن با مراجعان-كه حقوق آنها را مى دهند -و صد البته اين رفتارها به پشتوانه ارتباط آشكار فاميلى آنهاست.بيفزاييد پاسخ هاى زعماى انجمن به اشكالات اعضا را از جمله در مجامع عمومى.بيفزاييد شفاف نبودن توزيع همين امكانات محدود را.بيفزاييد ناتوانى در كار ساده اى نظير گشايش اعتبار براى "لب تاب" هارا .چرا راه دور ، براى همين افطارى چرا ما را دعوت نكردند؟در حالى كه همان روز از طريق sms ما را براى پروژة ورشكسته كلاردشت دعوت كرده بودند!ديدى چرا آنجا را خانة خود نمى دانيم...
سعيد | October 12, 2007 2:18 PM
آقای سعید...
همه اینها، بر فرض گفته شما، که درست باشد. برای تغییر آن باید بود و حضور داشت تا تغییر کند، از دور دست بر آتش گرفتن کسی را گرم نمی کند...
ساناز | October 12, 2007 2:49 PM
من که موافقم!
اما چرا باز نیمفاصلهها را رعایت نکردی؟!
ببین، اگر رعایت نکنی خود کلمهی «نیمفاصلهها» چقدر بیریخت میشه: «نیم فاصله ها»!
امیر | October 12, 2007 3:31 PM
ممنون از توجه و مطلب وزینتان.
کریم ارغنده پور | October 12, 2007 4:04 PM
سلام خانم ساناز، خوبی؟
متنت را که داشتم میخواندم همهش حواسم به این بود که آخرش بیایم بگویم که بدک نیست جدانویسی، نیمفاصله و ی به جای حمزه، را در رسمالخطت رعایت کنی. (مثل خانهی روزنامهنگاران به جای خانه روزنامه نگاران، یا آنها به جای آنها) دیدم قبل از من دوست دیگری هم این را گفته و برایم جالب بود.
این یعنی اینکه خوانندههایت، لااقل بعضیهایشان، به این نکات توجه میکنند و جدای از آن، رعایت اینها، باور کن خواندن را سادهتر میکند. حالا باز خودت میذانی!
ata | October 12, 2007 11:50 PM
عطا و امیر عزیز
چشم این بی دقتی از من بوده، حتما جبران می کنم
ممنون از یادآوری تون...
ساناز | October 13, 2007 12:02 AM
گرامى !
در نعمت پررويى حريف آنها نيستيم...
سعيد | October 13, 2007 8:42 AM
جالبه!
از طریق وبلاگتون عکس های مراسم و دیدم
شیوه نگاه عکاسان هنوز همان است که بود
مثل قلم به دستان موجود
هیچ نمایی از جمعیت روزنامه نگار نبود
آنهم در مراسمی که بانی اش آنها بودند
مدام عکس های کلوز آپ از خاتمی یا آنها که در ردیف اول می نشینند همیشه، و من نمی دانم چرا در آنجا می نشینند؟
با چه مزییتی بر تو یا من که آن دور تر ها جایمان می دهند
عکاس های ما هنوز بی اعتماد به نفسند
مثل خودمان
در عکس های روزنامه نگاران در مراسم افطار ،فقط روزنامه نگاران غایبند
خودمان خود را نمی بینیم
مسخره ست
خانم ساناز عزیز
چرا؟ | October 13, 2007 6:15 PM
خوش به حال اونايي كه از برنامهي افطاري انجمن باخبر بودن و در اون شركت كردن. والا به من كه كسي نگفت، حتي يك نفر!
نازنين | October 14, 2007 2:04 AM