فراموش کردم...

دیروز از فشار اینکه، مطلب هرچه زودتر منتشر بشه و داغ دلم کمی آروم بشه، فراموش کردم که ذوق زدگی ام و از هدیه گرفتن «دفترچه ممنوع» فریاد بزنم...
عزیرترین دوستم، حمیدرضای نازنین این دفترچه و ساخته وطراحی کرده که تنبلی های من در ننوشتنم و بهم یادآوری کنه!

+ 6:41 PM

نظرها

اميدوارم اينجا ديگه تنبلي نكني و دل و به ” دريا “ بزني دوستم

قابل شما رو نداره! من متعلق به همه ی شمام!

به به!! مباركه. منتظر پست هاي جديدت هستيم. يه كم هم از خودت بنويسي بد نيست.

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش....بازجوید...شما هم یه وقتی به آغوش اسلام دوباره برمی گردید!

ساناز جان خيلي مبارك باشه اينجا
خيلي خوشگل شده

دست حميدرضا درد نكنه. خوشحالم كه مي نويسي دختره.

سلام ساناز جان
خیلی مبارکه
هم خوشکله هم با محتوا
نمیدونم اون بالا ها کجاست که مردم میخوان بهش برسن که به نظر من تو بالا ئی اما اگه خودت راضی نیستس امیدوارم هر روز پیشرفت کنی وبالا بری

برات اینو از عمران صلاحی عزیز مینویسم یادگاری

فریاد نمیزنم
نزدیک تر می آیم
تا صدایم را بشنوی

موفق باشی همیشه
ودلت دریا ئی باشه وزلال

مبارکه .دفترچه ممنوع ما رو هم بخون

مبارکه ساناز جونم:x

مبارکت باشه کلی دختره! دوست می دارم یه عالمه..

ارسال نظر