

علي حق
زيتون
بلوط
ساقی لقايی
پاگرد
خورشيد خانوم
سهام بورقانی
بهمن دارالشفايی
آزاده عصاران
گلناز والا
ليلا موری
لولوی پشت شیشه
میترا خلعتبری
حسن سربخشيان
امیرعباس نخعی
دختر بودن
مرضيه رسولی
آرش غفوری
امير عليزاده
فهيمه خضر حيدری
سايه
اميد معماريان
منصور نصيری
معصومه ناصری
يک پنجره
تهران شهر
اکبر منتجبی
فريد مدرسی
مسيح علی نژاد
بابونه
کريم ارغنده پور
پرستو دوکوهکی
آسيه امينی
صبا
کسوف
ندا دهقانی
مسعود بهنود
يونس شکرخواه
حميدرضا نصيری
هنوز
احسان عابدی
داوود پنهانی
نسرين افضلی
از زندگی
نفیسه زارع کهن
گلناز بهشتی
علی معظمی
سروين
احسان ابطحی
قاصدک*
فريده غايب
نيما نامداری
شديدا
يلدا و مهدی
خرمگس
eyes wide shut
مریم میرزا
مهرانگيز کار
بهروز مهری
عباس عبدی
پناه فرهاد بهمن
نوشين نجفی
فرزانه سالمی
شادی صدر
مريم شبانی

کمیساریای عالی حقوق بشر
عفو بین الملل
دیده بان حقوق بشر
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
سازمان جهانی منع شکنجه
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
کانون وکلای دادگستری مرکز
انجمن حمایت از حقوق کودکان
میدان زنان
پرشین کارتون

sanaz_all [at] yahoo [dot] com
روایتی ساده از دو قتل
دیشب بعد از مدت ها به تئاتر بسیار خوبی دعوت شدم که فکر می کنم، می تونه پیشنهاد خوب فرهنگی آخر هفته باشه. گروه «تئاتر مهر (شیراز)» بعد از گذشت دو سال از آخرین کارشون، «کوارتت» روایتی ساده از دو قتل که از زبان متهمان پرونده به ملموس ترین شکل روایت می شه را روی صحنه «مولوی» بردند.
امیررضا کوهستانی نویسنده و کارگردان این نمایشنامه،با استفاده از مفهوم «کوراتت»*با میزانسن خوب و نو، این داستان ساده را به نمایشنامه ای دیدنی که تماشاگر را یک ساعت و نیم میخکوب می کنه، تبدیل کرده . تماشاگری که در همه این مدت فقط یکی از بازیگران را از نزدیک می بینه و بازی سه بازیگر دیگر را از مانیتورهایی که در چهاروجه صحنه (بالای سر هر بازیگر) قرار دارد، تماشا می کنه.
چهار بازیگر داستان که نقش دو قاتل و دو مطلع پرونده قتل را بازی می کردند، هرکدام بر صندلی ساده پشت به پرده های سفیدی که هرکدام را از دیگری جدا می کرد روبه تماشاگر نشسته بودند و همه آنچه را که اتفاق افتاده، فقط تعریف می کردند.
اما داستان ساده «چگونه کشته شدن، مقتولان» در ترکیب بازی بازیگران با ابزار ساده صحنه آنچنان گره خورده بود که حتی خروج آنها در پرده آخر هم بازی را برای تماشاگر باقی گذاشت.
در صحنه خالی چهاروجهی پایانی این نمایش، تکان بندهای اتصالی به پرده های سفیدی که پشت هر بازیگر نصب شده بود به خوبی تصویری ساده از«اعدام» را در ذهن تماشاگر می ساخت. شاید هم این از زیرکی کارگردان باشه، که در روزهایی که تصویر اعدام به خوبی در ذهن ها نقش بسته با بازی ساده، همه تلخی آن لحظه را به تماشاگر یادآوری می کنه.
اما در کنار همه این خوبی ها، به نظرم بازی دو زوج مرد نمایشنامه (آتیلا پسیانی-محمدحسین معجونی) خیلی دلنشین تر و زنده تر از بازی سینمایی دو زوج زن (باران کوثری-مهین صدری) بود. شاید تفاوت بازی در دقت به مخاطب، تصویری متفاوت از بازی ها می داد. چرا که مردان داستان نه با دوربین رو به رو، بلکه با تماشاگر همبازی می شدند، درحالیکه بازی زنان داستان در همان کادر دوربین های رو به رو خلاصه می شد و خارج از مانیتورهای دوربین حرکتی نداشت.
با همه این ها،برای دیدن این نمایش خوب و جذاب که چندروزی از اجرای آن گذشته و انگار تا نیمه مهرماه هم ادامه دارد، بهتره سه ساعتی قبل از شروع اجرا برای خرید بلیط اقدام کنید، چون علاقمند زیاده و بلیط ها پیش از اجرا(ساعت 8) فروش رفته!
*کوارتت:در موسیقی قطعاتی که در آن چهار ساز می نوازند.معروفترین قطعات کوارتت در موسیقی کلاسیک، کوارتت سازهای زهی است که تشکیل شده اند از دو ویالون، یک ویالون آلتو و یک ویالون سل.
مرتبط: مربع سفیدخونی
چهار فصل





نظرها
تجربه قشنگترش عکاسی از این نمایشه اون هم در اجرایی که مختص عکاسانه. عکاسهایی از خبرگزاری های مختلف با لنزهای خفن تر. اونوقت تصور کنید تو این گیرودار لذتبخش باتری دوربین ات تموم بشه و لنگ در هوا بمونی. هرچند این لطف رو داشت که سالن رو از اینطرف به اون طرف گز کنی واسه کادر مناسب.
در مورد بازی ها به نظرم حسن معجونی معرکه بود مثل همه اجراهای معرکه اش.
مهناز میناوند | September 21, 2007 1:54 PM
بد نیست عکسای ما از نمایش رو هم ببینید
مهناز میناوند | September 21, 2007 1:58 PM
اینجوریاست ... صندلی بغلی رو هم دریاب .زمانی ما پیش شما می نشستیم در اون سال ها !
آزاده | September 21, 2007 11:34 PM
بازی حسن معجونی بیشتر از همه به دل نشست . از تعریف شما و حمیدرضا رفتیم دیدم لذتش را بردیم ممنون
بهار | September 25, 2007 12:38 PM